شرح حالی از فضای کم رمق نشریات دانشجویی

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- مهدی یوسفی، عضو شورای مرکزی ناظر بر نشریات وزارت بهداشت: همه ما اگر فضای قبل از انقلاب اسلامی و بعد از پیروی آن را ندیده باشیم، دست کم شنیدهایم و در فیلمها دیدهایم.
پرده اول؛ «آتش قلم»
ستیز شبانه روزی گروهها و دستههای مختلف فکری-سیاسی در فضای اعتقادی و تلاش برای دستیابی به یک مدل حکمرانی مطلوب، باعث شده بود که کل جامعه در تکاپویی مثال زدنی برای افزودن دانش، تفکر و مباحثه قرار بگیرند. هرکس در آن برهه حضور داشته، خواه یا ناخواه تحت تأثیر جو آن روزها، به دنبال مطالعه منابع دست اول فکری-اعتقادی رفته است؛ چرا که تنها منبع آن روزها همین کتابها و نوشتههای تحلیلی روزنامهها بوده است. جلوتر که میآییم پس از پیروزی انقلاب، فرصت یارگیری این تفکرات فرا میرسد تا بتوانند سهم اجتماعی خود را از مردم حاضر در جامعه بردارند و قدرت و نفوذی بین طبقات مردم برای خود دست و پا کنند؛ جزوات و کتابهای تشکیلاتی، روزنامههای منسوب به گروهها و فرقهها در جامعه دست به دست میشدند و این مسائل چنان برای مخاطب آن روز دغدغه بود، که دنباله این مباحثات به تلویزیون رسمی کشور کشانده شد و حتماً مناظرات مرحوم آیت الله مصباح یزدی، شهید آیت الله بهشتی و عبدالکریم سروش با کیانوری و نگهدار و طبری و ... را دیدهاید.
در همان حین تشکلهای دانشجویی مثل اتحادیه دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیهها و نشریات خود وقایعی مثل تسخیر لانه جاسوسی را رقم زد. این فضای داغ سیاسی رفته رفته به خاطر وقوع جنگ تحمیلی علیه ایران و انقلاب اسلامی، جای خود را به حفظ انسجام و وحدت ملی و حمایت از سیاستهای رسمی حکومت داد تا شرایط جنگی مدیریت بشود.
در دهه هفتاد بود که دوباره آتش نشریات زبانه کشید و بحثهای سنگین پیرامون مسائل مدنی مثل مفهوم آزادی، دموکراسی، اعتقادات دینی شکل گرفت که نهایتاً به ساختارشکنی و زیر سوال بردن مفاهیم دینی رسید و رهبری از آن به عنوان «شبیخون فرهنگی در پوشش مطبوعات» یاد کردند که در آخر منجر به توقیف بسیاری از روزنامههای دوران دولت اصلاحات موسوم به «روزنامههای زنجیرهای» شد!
فضای نشریاتی در دهه هشتاد به بعد، اما دستخوش تغییرات عظیمی شد که سبب گسترش وبلاگهای اینترنتی و نوشتارهای مجازی شد. شاید بتوان اواخر دهه هشتاد را مبدأ تغییر ذائقه مخاطبان و کوچ نسبی از نشریات مکتوب به سمت مجازی و اینترنتی دانست. اوایل دهه نود همراه بود با دولت حسن روحانی و گره خوردن فضای کشور به سمت مذاکرات و مسائل اقتصادی مربوطه که تبعاً فضای روزنامهها و نشریات دانشجویی هم به همین سمت سوق پیدا کرد. در مورد نشریات دانشجویی شاید تغییر بزرگ همینجا اتفاق افتاد که دیگر از فضای کلی کشور و جلودار بودن حرکت اجتماع عقب ماندند و بیشتر به حوزه صنفی دانشگاهی و رشته خود پرداختند. همچنین دهه نود سرآغاز بروز و انفجار شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام و توییتر، پیامرسانهایی مانند وایبر و تلگرام و ... بودند و همین مسئله سبب کم رونقتر شدن نشریات و روزنامههای چاپی کشور شد و منبع دریافت اطلاعات افراد به این فضاها محدودتر شد.
پرده دوم؛ «قلم شکسته»
در بهمن ماه و اسفند سال ۹۸ بود که زمزمه ورود بیماری کرونا به کشور شروع شد و سبب تعطیلی و قرنطینههای گسترده در کشور شد! میتوان این نقطه را ضربه کاری به فضای نشریات به خصوص نشریات دانشجویی دانست؛ چرا که به دلیل مجازی شدن اکثر فعالیتها، اقبال به این سبک زندگی بیشتر شد و آفات شبکهها و پیامرسانهای مجازی این بود که مخاطب خود را کم حوصله، بی تحلیل و آمادهخور تربیت کردند و این شد که ما سالها پس از دوران کرونا، همچنان درگیر استقبال کم مردم و دانشجویان از نشریات مکتوب و متونی با تعداد کلمه اندکی بالا هستیم...
پرده سوم؛ «تجدید قلم»
حال برای حل این چالش باید چارهای اندیشید. به نظر بنده چشم بستن بر این واقعیت و جلوی موج تغییر ایستادن صرفاً باعث ضرر و هدررفت منابع میشود؛ باید سازگار شد و تطبیق یافت! بنده عصر فعلی را یک نقطه عطف در ذائقه نشریاتی مردم میبینم و معتقدم باید به سمت نشریات صوتی-تصویری رفت و با این علاقه مردم و دانشجویان نسبت به پادپخش (پادکست)ها تطابق یافت. ما در وزارت بهداشت با توجه به درخواستها و رشد تولیداتی از این سبک، در سال پیش رو به دنبال تصویب آیین نامهای مرتبط با این حوزه هستیم و امید داریم تا پایان این دوره، به تصویب برسد.